
1.اسید هیومیک و جهش کارایی کودهای شیمیایی؛ راهکار مهندسی جذب
نوامبر 4, 2026
فهرست مطالب
- 1 کاهش جذب روی در خاکهای آهکی؛ تحلیل مکانیسمها و راهکارها
- 1.1 ترمودینامیک رسوب و حلالیت روی در pH قلیایی
- 1.2 پدیده جذب سطحی اختصاصی (Chemisorption) بر بسترهای کلسیتی
- 1.3 نقش مخرب آنیون بیکربنات و تداخل با فیزیولوژی ریشه
- 1.4 مثلث برمودای حاصلخیزی: برهمکنش فسفر، روی و مایکوریزا
- 1.5 کمبود ماده آلی و فقدان کلاتکنندههای طبیعی در اقلیم فلات ایران
- 1.6 جدول تحلیلی رفتار منابع کودی روی در خاکهای آهکی
- 1.7 استراتژیهای مداخله ژئوشیمیایی و تغذیهای در مزارع و باغات ایران
- 1.8 مدیریت استانداردها و شاخصهای تشخیصی
- 1.8.1 سوالات متداول
- 1.8.1.1 چرا افزودن سولفات روی معمولی به خاکهای آهکی ایران کمبود روی را جبران نمیکند؟
- 1.8.1.2 مصرف بیش از حد کودهای فسفاته چگونه مانع جذب عنصر روی توسط ریشه میشود؟
- 1.8.1.3 موثرترین راهکار عملی برای برطرف ساختن کمبود روی در باغات مناطق آهکی چیست؟
- 1.8.1.4 اطلاعات تماس و نشانی
- 1.8.1.5 شبکههای اجتماعی و سامانهها
- 1.8.1 سوالات متداول
کاهش جذب روی در خاکهای آهکی؛ تحلیل مکانیسمها و راهکارها
کاهش جذب روی در خاکهای آهکی ایران ناشی از افت لگاریتمی حلالیت کاتیون روی در pH قلیایی، جذب سطحی شدید بر روی بلورهای کلسیت و رقابت فیزیولوژیک آنیون بیکربنات با پمپهای پروتونی ریشه است. بر اساس بررسیهای ژئوشیمیایی، بیش از ۸۰ درصد خاکهای فلات ایران به دلیل دارا بودن بین ۱۰ تا ۵۰ درصد کربنات کلسیم آزاد معادل، پتانسیل نگهداری روی در فاز محلول را به سطوح کمتر از ۰.۱ میلیگرم در کیلوگرم کاهش میدهند. افزودن کودهای معدنی ساده مانند سولفات روی در غیاب ترکیبات محافظ یا بدون کنترل محیط ریزوسفر، موجب رسوب آنی این عنصر بهصورت هیدروکسید و کربنات روی شده و گیاه را در شرایط گرسنگی پنهان حفظ میکند.
برای درک وسعت این بحران کشاورزی در کشور، باید از نگاه سادهانگارانه «کمبود روی در خاک» فراتر برویم. جذب روی در خاک آهکی مسئله کمبود مطلق این عنصر نیست؛ حقیقت تلخ این است که بسیاری از اراضی زراعی و باغی ایران سرشار از ذخایر روی نامحلول هستند که به شکل پیوندهای شیمیایی محکم در دام ماتریس خاک گرفتار شدهاند. گیاه توانایی شکستن این پیوندها را در شرایط اشباع از کلسیم ندارد. حالا بیایید لایههای شیمیایی، ترمودینامیکی و فیزیولوژیکی این پدیده را با تفکیک دقیق مکانیسمها کالبدشکافی کنیم.
ترمودینامیک رسوب و حلالیت روی در pH قلیایی

روی عنصر کممصرفی است که گیاه عمدتاً آن را به شکل کاتیون دو ظرفیتی آزاد (Zn²⁺) و در برخی موارد به صورت مونوهیدروکسید روی (ZnOH⁺) از طریق سیستم انتقال غشایی ریشه برداشت میکند. در آبوهوای خشک و نیمهخشک ایران، فرایند هوادیدگی شیمیایی به دلیل کمبود بارش ناقص مانده و حضور مداوم یون کلسیم باعث پایدار ماندن کلسیت و افزایش ظرفیت بافری خاک در فاز قلیایی شده است. این محیط قلیایی، مرگبارترین نقطه برای ترمودینامیک عناصر کاتیونی سنگین است.
داستان از این قراره که رفتار یون روی در محلول خاک دقیقاً از معادلات تعادل هیدروکسیدی و کربناتی تبعیت میکند:
وقتی pH از مقادیر اسیدی به سمت قلیایی حرکت میکند، تراکم یونهای هیدروکسید (OH⁻) به صورت خطی افزایش نمییابد، بلکه به شکل لگاریتمی رشد میکند. از آنجا که حلالیت هیدروکسید روی تابعی از توان دوم غلظت هیدروکسید است، با افزایش هر یک واحد pH بالای ۶، غلظت روی آزاد قابلدسترس در فاز مایع خاک ۱۰۰ برابر فروکش میکند. اگر خاک باغ یا مزرعه شما از pH معادل ۷ به ۸ برسد، دسترسی ریشه به کاتیون Zn²⁺ به میزان ۱۰ هزار برابر کاهش پیدا میکند! در این نقطه، محلول خاک تقریباً تخلیه شده و سرعت نفوذ و انتشار تعادلی یون به طرف تارهای کشنده به مرز توقف کامل میرسد.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا علائم پیچیدگی و زردی مابین رگبرگها موسوم به “برگریزنی” یا Little Leaf در خاکهای آهکی، حتی پس از کودپاشیهای سنگین همچنان پایدار باقی میماند؟ پاسخ دقیقاً در انحلالناپذیری فاز جامد نهفته است؛ تا زمانی که هیدروکسیدهای رسوبکرده و کانی اسمیتزونیت حضور دارند، اضافه کردن کاتیون آزاد به محیط، تنها به بزرگتر شدن توده رسوب دامن میزند و هیچ تغییری در غلظت فاز محلول ریشه ایجاد نخواهد کرد.
پدیده جذب سطحی اختصاصی (Chemisorption) بر بسترهای کلسیتی

رسوب ساده تنها تله خاکهای فلات ایران برای روی نیست. کربنات کلسیم یا کلسیت (CaCO₃) یک سطح معدنی بیاثر نیست؛ این ماده یک بستر فوقالعاده فعال شیمیایی برای پدیده جذب سطحی سطحی-شیمیایی (Chemisorption) است.
پیوند الکترواستاتیک روی گروههای عاملی سطحی کلسیت (>Ca-OH و >CO₃)
تشکیل کمپلکسهای درونکرهای (Inner-sphere Complexes)
جانشینی همشکل با Ca²⁺ در شبکه بلوری کلسیت (تشکیل محلول جامد ZnₓCa₁₋ₓCO₃)
فرایند جذب سطحی روی بر روی سطوح کلسیت در سه مرحله مجزا و پیوسته رخ میدهد:

- جذب الکترواستاتیک سریع: کاتیون Zn²⁺
- تشکیل کمپلکسهای درونکرهای: یون روی مولکولهای آب هیدراتاسیون خود را از دست میدهد و مستقیماً با اکسیژنهای ساختاری شبکه کربنات کلسیم پیوند کووالانسی-یونی تشکیل میدهد. در این مرحله، شستشوی خاک یا تغییرات رطوبتی عادی قادر به جداسازی عنصر نیست.
- جانشینی همشکل و تشکیل محلول جامد: شعاع یونی روی (Zn²⁺=0.074 nm) به شعاع کلسیم (Ca²⁺=0.099 nm) نزدیک است. در طی روزها و هفتهها، یون روی به درون شبکه بلوری کلسیت نفوذ کرده و با اشغال فضاهای کلسیمی، محلول جامد کلسیتی رویدار (ZnₓCa₁₋ₓCO₃) را شکل میدهد.
این یعنی خاکهای آهکی ایران مانند یک سیاهچاله ترمودینامیکی برای یون روی عمل میکنند. کاتیونی که وارد این ساختار کریستالی شود، عملاً از چرخه بیولوژیک تغذیه گیاه در کوتاهمدت و میانمدت خارج شده است.
نقش مخرب آنیون بیکربنات و تداخل با فیزیولوژی ریشه

نکته جالب اینجاست که در بررسیهای آزمایشگاهی، خاکهایی مشاهده میشوند که غلظت روی قابل استخراج آنها با DTPA در محدوده به ظاهر بهینه (بالای ۱ میلیگرم در کیلوگرم) قرار دارد، اما درختان میوه و گیاهان زراعی نشانههای بالینی فقر مطلق روی را به نمایش میگذارند. عامل پشت پرده این فریب سرزمینی، پدیدهای نیست جز مسمومیت ریزوسفر با آنیون بیکربنات (HCO₃⁻).
در خاکهای آهکی ایران، تعادل بین گاز کربنیک حاصل از تنفس ریشه، آب و کربنات کلسیم مقادیر چشمگیری از یونهای بیکربنات را پدید میآورد:
این حضور گسترده بیکربنات، عملکرد ریزوسفر را از دو مسیر مجزا فلج میکند:
- خنثیسازی مکانیزم استراتژی I (Strategy I): گیاهان دو لپه و تکلپههای غیرگرامینه برای حل کردن
- روی، آهن و منگنز نامحلول، اسیدهای آلی (مالیک اسید، سیتریک اسید) ترشح کرده و با پمپهای پروتونی غشای پلاسمایی (H⁺-ATPase)، پروتون به ریزوسفر پمپاژ میکنند تا pH محلی را تا ۱.۵ واحد کاهش دهند. اما آنیون بیکربنات با ماهیت بافری فوقالعاده قوی خود، پروتونهای آزادشده را در کسری از ثانیه خنثی کرده و اجازه اسیدی شدن خاک چسبیده به ریشه را نمیدهد.
- بلوکه شدن انتقال شیره خام در آوند چوبی: جذب ریشهای روی ممکن است به صورت حداقلی انجام شود، اما غلظتهای بالای بیکربنات باعث افزایش pH شیره آوند چوبی و تجمع یونهای کلسیم در دیواره سلولها میگردد. غلظت بالای آنیون بیکربنات موجب تثبیت روی در دیواره سلولهای ریشه و جلوگیری از بارگیری آن در آوندهای چوبی برای صعود به سمت بافت مریستمی و شاخساره میشود. روی در ریشه انباشته میشود، ولی برگها از کمبود مفرط زرد خواهند شد.
مثلث برمودای حاصلخیزی: برهمکنش فسفر، روی و مایکوریزا

دهههاست که در کشاورزی ایران یک خطای راهبردی تکرار میشود: مصرف سنتی، تقویمی و بیش از اندازه کودهای فسفاته نظیر تریپل سوپرفسفات و دی آمونیوم فسفات. کمتر متخصصی به ریشههای بیوشیمیایی و برهمکنش منفی فاجعهبار فسفر و روی (P×Zn) توجه کرده است.
این تداخل دارای سه بعد بنیادین است:
رسوب متقابل
در سطوح بالای اشباع فسفات و کلسیم، ترکیب کممحلولی به نام هوپئیت [Zn₃(PO₄)₂·4H₂O] پدید میآید. هرچند حلالیت هوپئیت به اندازه کربنات روی اندک نیست، ولی در شرایط فقر حرکتی آب، دسترسی پتانسیلی را برای تارهای کشنده کاهش میدهد.
مهار ناقلهای سلولی
روی و آهن عمدتاً توسط انتقالدهندههای وابسته به روی و آهن (خانواده ZIP مانند ZNT1 و IRT1) وارد سلولهای اپیدرمی ریشه میشوند. غلظتهای بسیار بالای فسفات درون بافت ریشه، بیان ژنهای کدکننده این پروتئینهای ترانسپورتر را خاموش (Down-regulate) کرده و نفوذپذیری غشای پلاسمایی به روی را متوقف میسازد.
سرکوب همزیستی مایکوریزا
بخش عمدهای از روی در شرایط طبیعی خاکهای نیمهخشک توسط هیفهای خارجی قارچهای مایکوریزا جذب و مسافتهای طولانی تا ریشه را طی میکند. فسفر مازاد در خاکهای آهکی، فرآیند سیگنالدهی ترشحات ریشهای (استریگولاکتونها) را سرکوب کرده و با مهار همزیستی ریشه با قارچهای مایکوریزا، جذب روی را تا ۸۰ درصد کاهش میدهد. با از کار افتادن شبکه هیفی مایکوریزا، سطح تماس مؤثر ریشه با خاک به شدت کوچک میشود؛ فاجعهای تمامعیار برای کاتیونی که تنها به روش انتشار (Diffusion) حرکت میکند.
کمبود ماده آلی و فقدان کلاتکنندههای طبیعی در اقلیم فلات ایران

خاک زراعی ایدهآل باید حداقل ۲ تا ۴ درصد ماده آلی داشته باشد، در حالی که میانگین کربن آلی در بیش از ۶۰ درصد خاکهای کشاورزی ایران زیر ۰.۵ درصد است.
حالا ببینید ماده آلی چطور سرنوشت روی را تغییر میدهد: اسیدهای فولویک و هیومیک ناشی از تجزیه زیستی، دارای سایتهای فعال لیگاندی هستند که تمایل بالایی به تشکیل کمپلکسهای کلاته طبیعی با روی دارند. این کمپلکسها، بار مثبت یون روی را محصور کرده و مانع از تماس مستقیم آن با سطوح منفی کلسیت و هیدروکسیدها میشوند. کلاتهای طبیعی روی بهراحتی با جریان تودهای آب (Mass Flow) حرکت میکنند. در دشتهای ایران، تابش شدید آفتاب و دورههای خشکی طولانی، این ذخایر آلی را اکسید کرده و ماده کلاتهکننده طبیعی باقی نگذاشته است. بنابراین، هر گرم روی واردشده به این خاکها، مستقیماً به دام بسترهای کریستالی کلسیت میافتد.
جدول تحلیلی رفتار منابع کودی روی در خاکهای آهکی
درک تمایز رفتاری حاملهای روی در خاکهای با کربنات کلسیم بالا، شرط اساسی در مدیریت حاصلخیزی است. جدول زیر با تکیه بر ثابت پایداری (log K)، فرجام ژئوشیمیایی کودهای مختلف را ترسیم میکند:
| منبع کود روی | فرمول شیمیایی / ساختار لیگاند | ثابت پایداری کلات (log K) | رفتار ژئوشیمیایی در خاک آهکی (pH > 7.8) | درصد تلفات ناشی از تثبیت خاک | راندمان زیستی جذب برای ریشه |
|---|---|---|---|---|---|
| سولفات روی | ZnSO₄·7H₂O | فاقد کلات (log K = 0) | رسوب آنی به شکل Zn(OH)₂ و جذب سطحی اختصاصی بر کلسیت | بیش از ۹۰٪ ظرف ۴۸ ساعت | بسیار ضعیف (کمتر از ۵٪) |
| اکسید روی | ZnO | فاقد کلات | سرعت انحلال بسیار ناچیز در خاک قلیایی؛ عملاً نامحلول | بیش از ۹۵٪ (فاقد انحلال) | تقریباً صفر در کوتاهمدت |
| روی-EDTA | Na₂Zn-EDTA | حدود ۱۶.۵ | پایدار در pH خنثی تا قلیایی ضعیف، ولی در رقابت با کاتیونهای Ca²⁺ و Fe³⁺ در pH بالای ۸ دچار ناپایداری نسبی میشود | بین ۳۰ تا ۵۰٪ طی زمان | متوسط تا عالی (مشروط به میزان آهک خاک) |
| روی-EDDHA | Zn-EDDHA | بالا | کلات با پایداری بسیار زیاد؛ در فاز قلیایی یون کلسیم قادر به جابجایی روی از این مولکول نیست | کمتر از ۱۵٪ | بسیار عالی |
| کمپلکس اسید آمینه | روی گلایسین / پرولین | متوسط تا متغیر | مولکولهای آلی ریز؛ در خاک پایداری طولانی ندارند و سریعاً توسط باکتریها تجزیه میشوند، اما برای نفوذ فاز برگی بینظیرند | ۵۰ تا ۷۰٪ در صورت مصرف خاکی | بسیار عالی در محلولپاشی، متوسط در خاک |
استراتژیهای مداخله ژئوشیمیایی و تغذیهای در مزارع و باغات ایران
تا اینجا با چرایی قفل شدن روی در بستر خاکهای آهکی آشنا شدیم. اکنون وقت آن است که فرمولهای کارشناسی اصلاح این بنبست را برای مهندسان و کشاورزان پیشرو بررسی کنیم. وقتی بستر ترمودینامیکی خاک به سمت تثبیت مطلق روی تمایل دارد، ادامه کوددهی کورکورانه جز هدررفت منابع نتیجهای ندارد. ما باید قواعد بازی شیمیایی را تغییر دهیم.
استراتژیهای شکستن قفل تثبیت روی در خاکهای آهکی
تلاش برای تغییر دادن کل pH خاک یک هکتار زمین کشاورزی با ۴۰ درصد آهک، توهمی پرهزینه و ناممکن است؛ میزان اسید مورد نیاز برای حل کردن این حجم از کربنات کلسیم سرسامآور خواهد بود. رویکرد صحیح، اصلاح موضعی ریزوسفر است.
- استفاده از کودهای آمونیومی همراه با بازدارندههای نیتریفیکاسیون: مصرف سولفات آمونیوم در نوارهای باریک نزدیک ریشه، جذب یون آمونیوم (NH₄⁺) توسط گیاه را تحریک میکند. ریشه برای حفظ تعادل الکتروشیمیایی سلولهایش، ناگزیر است پروتون (H⁺) به خاک پس دهد. این رویداد فیزیولوژیک، pH ریزوسفر را تا ۱.۵ واحد پایین میآورد و انحلال روی بومی را شدت میبخشد.
- مصرف موضعی گوگرد میکرونیزه اکسیدشونده: گوگرد بنتونیتدار معمولی در فازهای کلوخهای به دلیل کمبود اکسیژن و تماس ضعیف، اکسید نمیشود. مصرف گوگرد با ذرات زیر ۳۰ میکرون همراه با باکتریهای جنس Thiobacillus در کانال کود (چالکود) درختان، اسید سولفوریک ملایم تولید میکند. این اسید لایههای سطحی کلسیت را موضعاً تجزیه کرده و روی قفلشده را به فاز محلول بازمیگرداند.
اگر قرار است کود روی از طریق سیستم آبیاری یا چالکود خاکی به گیاه برسد، مصرف نمک سولفات روی یک خطای استراتژیک است. سولفات روی باید تنها زمانی در خاک قلیایی مصرف شود که به همراه ترکیبات محافظتکننده آلی قوی (اسیدهای هیومیک با غلظت بالای فولویک یا ملاس تخمیرشده) تزریق گردد تا در محلول خاک به سرعت با پوششهای هوماته کپسوله شود.
در روشهای پیشرفتهتر، فرمولاسیونهای کلاته استاندارد نظیر کلات Zn-EDTA یا نسل نوین کلاتهای لیگنوسولفونات برای مصارف خاکی اولویت دارند؛ پیوندهای شیمیایی این کلاتها اجازه نشست کاتیون روی بر رخسارههای کربنات کلسیم را نمیدهند.
هنگامی که ریشه در خاک قلیایی و پر از بیکربنات اسیر شده است، منطقیترین و سریعترین راه نجات، تغذیه از مسیر اندامهای هوایی است. برگها محیطی فاقد کلسیت هستند و با جذب برگی، تمام موانع ترمودینامیکی خاک محو میشوند.
- زمانبندی طلایی در درختان میوه: مهمترین زمان مصرف روی، اسفندماه (مرحله تورم جوانهها) از طریق محلولپاشی سولفات روی یا کلاتهای آمینواسیدی است. روی در فعالسازی هورمون اکسین (ایندول استیک اسید یا IAA) نقشی جایگزینناپذیر دارد. درخت در هوای سرد به دلیل دمای پایین خاک قادر به جذب ریشهای نیست؛ بنابراین تغذیه برگی، انرژی جوانهها و لولههای گرده را در زمان لقاح تأمین میکند.
- فاز رشد سریع رویشی: در باغات پسته، بادام و مرکبات، نوبت دوم محلولپاشی در زمان تشکیل میوه فندقی تا گردویی و نوبت سوم در فاز پس از برداشت (پیش از خزان فیزیولوژیک) جهت ذخیرهسازی در جوانههای زایشی سال بعد پیشنهاد میشود.
مدیریت استانداردها و شاخصهای تشخیصی
برای تصمیمگیری صحیح در خاکهای آهکی، آنالیز ساده و متداول آزمایشگاهی خاک بهتنهایی گمراهکننده خواهد بود.
├──> آنالیز خاک با عصارهگیر DTPA:
│ ├── کمتر از ۰.۵ میلیگرم بر کیلوگرم ──> کمبود حاد
│ ├── ۰.۵ تا ۱.۰ میلیگرم بر کیلوگرم ──> منطقه بحرانی و مشکوک (نیاز به مدیریت)
│ └── بالای ۱.۵ میلیگرم بر کیلوگرم ──> حد کفایت (مشروط به نبود بیکربنات بالا)
│
└──> آنالیز ماده خشک برگ در میانه فصل:
├── کمتر از ۱۵ میلیگرم بر کیلوگرم (ppm) ──> کمبود شدید همراه با زوال فیزیولوژیک
├── ۲۰ تا ۶۰ میلیگرم بر کیلوگرم (ppm) ──> محدوده بهینه متابولیکی
└── نسبت فسفر به روی در بافت برگ (P/Zn Ratio):
├── بالای ۲۰۰ ──> قفل فیزیولوژیک روی ناشی از بیشبود فسفر
└── ۵۰ تا ۱۰۰ ──> توازن تغذیهای ایدهآل
نکته قابل تامل این است که اگر غلظت روی برگ بالاتر از ۲۰ پیپیام باشد اما نسبت فسفر به روی از مرز ۲۰۰ فراتر برود، گیاه علیرغم ذخیره ظاهری روی، با علائم ریزبرگی مواجه خواهد شد. این نسبت ریاضی در تغذیه سیستمهای زراعی مدرن به مراتب معتبرتر از تفسیر مجزای نتایج آزمون خاک است.
کاهش جذب روی در خاکهای آهکی ایران یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه نتیجه برهمکنش ژئوشیمیایی ناگزیر کاتیون Zn²⁺ با بسترهای سرشار از کربنات کلسیم آزاد در محیطهای قلیایی با pH بالای ۷.۸ است. این مسئله از طریق سه گلوگاه اصلی رخ میدهد: رسوب هیدروکسیدی-کربناتی، به دام افتادن درون شبکه بلوری کلسیت (Chemisorption)، و مهار فیزیولوژیک در اثر تراکم آنیونهای بیکربنات و برهمکنش با فسفر اضافی.
برای دستیابی به عملکرد حداکثری در این اقلیم، باید از کاربرد خاکی نمکهای غیرکلاته پرهیز کرد، همزیستی مایکوریزایی را از طریق تعدیل کودهای فسفاته احیا نمود و تکیه اصلی را بر اسیدیسازی موضعی ریزوسفر و محلولپاشی کلاتهای پیشرفته برگی در بزنگاههای فیزیولوژیک متمرکز ساخت.
به دلیل اینکه سولفات روی فاقد پوشش کلاته است و به محض حل شدن در خاک با pH بالای ۷.۸، با یونهای هیدروکسید و کربنات واکنش داده و به سرعت به رسوب غیرقابل جذب Zn(OH)₂ و ZnCO₃ تبدیل میشود یا در سطح بلورهای کلسیت تثبیت میگردد.
در آزمون خاک با عصارهگیر استاندارد DTPA، غلظتهای کمتر از ۰.۸ تا ۱.۰ میلیگرم در کیلوگرم (mg/kg) خاک خشک به عنوان مرز کمبود شناخته میشود. با این حال، اگر بیکربنات آب آبیاری بالا باشد، حتی در غلظتهای ۱.۵ میلیگرم نیز علائم کمبود در گیاه پدیدار میگردد.
مصرف بیش از حد کودهای فسفاته باعث مهار انتقالدهندههای غشایی جذب روی (ZIP family) در ریشه شده و از کلونیزاسیون قارچهای همزیست مایکوریزا ممانعت میکند. این پدیده باعث میشود علیرغم وجود روی در خاک، گیاه توانایی انتقال آن به شاخهها را از دست بدهد.
بهترین روش، رویکرد ترکیبی شامل مصرف کلاتهای مقاوم (Zn-EDTA یا کمپلکسهای غنی از فولویک اسید) همراه با گوگرد نانو/میکرونیزه در چالکود زمستانه، و انجام دو تا سه نوبت محلولپاشی کلاتهای آمینواسیدی روی در مراحل تورم جوانه و پس از ریزش گلبرگها است.
آنیون بیکربنات با دارا بودن ظرفیت بافری بسیار قوی، اسیدهای ترشحشده از ریشه برای حل کردن ریزمغذیها را خنثی میسازد و با افزایش pH شیره خام گیاهی، روی جذبشده را درون دیواره سلولی ریشهها رسوب داده و مانع انتقال آن به برگها میشود.
سوالات متداول
پاسخهای تخصصی و فشرده به پرتکرارترین پرسشهای تغذیه روی در خاکهای آهکی
چرا افزودن سولفات روی معمولی به خاکهای آهکی ایران کمبود روی را جبران نمیکند؟
سولفات روی ساختار کلاته ندارد؛ بنابراین به محض ورود به خاکهای قلیایی آهکی با یونهای هیدروکسید و کربنات واکنش داده و ظرف ۴۸ ساعت بیش از ۹۰ درصد آن رسوب میکند یا جذب سطحی بلورهای کلسیت شده و به طور کامل از دسترس گیاه خارج میشود.
مصرف بیش از حد کودهای فسفاته چگونه مانع جذب عنصر روی توسط ریشه میشود؟
فسفر مازاد علاوه بر تشکیل رسوب نامحلول هوپئیت با روی، همزیستی حیاتی قارچهای مایکوریزا را سرکوب میکند و همزمان بیان ژنهای انتقالدهنده غشایی خانواده ZIP در ریشه را متوقف میسازد که موجب بلوکه شدن انتقال روی به شاخساره گیاه میگردد.
موثرترین راهکار عملی برای برطرف ساختن کمبود روی در باغات مناطق آهکی چیست؟
محلولپاشی برگی کلاتهای اسید آمینهای روی در زمان تورم جوانهها و دوره پس از گلدهی مؤثرترین راهبرد است، زیرا با دور زدن کامل خاک، موانع ترمودینامیکی و تثبیت کلسیتی را خنثی کرده و نیاز جوانهها را تأمین مینماید.
ورود به سامانه دکتر کالاتک
ورود به سامانه هوشمند کالاتک







